
چرا گاهی در روابط پرچالش، دروغهای مصلحتی را به حقیقت ترجیح میدهیم؟
صداقت همواره بهعنوان یکی از اصلیترین ارکان یک رابطه عاطفی سالم شناخته میشود. با این حال، پویایی روابط انسانی پیچیدهتر از یک قاعده کلی است. هنگامی که رابطهای دچار تنش، صمیمیتِ کاهشیافته یا نارضایتی مداوم میشود، الگوهای ارتباطی تغییر میکنند. در این شرایط، افراد ممکن است بهطور ناخودآگاه شنیدن یک دروغِ مصلحتی و آرامشبخش را به مواجهه با یک حقیقتِ تلخ یا تنشزا ترجیح دهند.
از منظر روانشناسی بالینی و رویکردهای شناختی-رفتاری، این تمایل به ظاهر تناقضآمیز، غالباً مکانیزمی برای اجتناب از اضطراب و صدمات عاطفی بیشتر است. وقتی فضای رابطه فاقد امنیت عاطفی کافی باشد، «حقیقت» دیگر بهعنوان ابزاری برای صمیمیت تجربه نمیشود، بلکه ممکن است مانند یک تهدید یا انتقاد مجدد به نظر برسد. در چنین فضایی، ذهن انسان برای کاهش رنجِ لحظهای، اجتناب تجربهای را انتخاب میکند و ترجیح میدهد آرامش ظاهری رابطه برهم نخورد.
با این وجود، اتکا به دروغهای مصلحتی برای حفظ صلح، تلهای خاموش در روابط است. گرچه این رفتارهای محافظهکارانه ممکن است در کوتاهمدت از بروز تعارض جلوگیری کنند، اما در درازمدت شالوده اعتماد و صمیمیت واقعی را تضعیف میکنند. صلحی که بر پایه پنهانکاری یا کتمان واقعیت شکل بگیرد، صلح پایدار نیست؛ بلکه تنشی ارزیابینشده است که به آینده موکول شده است.
در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، گام اول برای عبور از این الگوی اجتنابی، ایجاد «امنیت روانی» در فضای گفتگو است. پیش از آنکه از پارتنر خود انتظار صداقت کامل داشته باشیم، شایسته است بررسی کنیم که آیا ظرفیت و فضای امنی برای شنیدن واقعیت، بدون صدور حکم یا واکنشهای هیجانی شدید، فراهم کردهایم یا خیر. صداقتِ سازنده زمانی رشد میکند که طرفین بدانند ابراز واقعیت، به معنای پایان رابطه یا صدمه دیدن احترام متقابل نیست.
در نهایت، ترمیم روابط پرچالش از مسیر نادیده گرفتن واقعیتها نمیگذرد. ایجاد فضایی که در آن هر دو نفر بتوانند حس امنیت را تجربه کنند، امکان مواجهه شجاعانه با حقایق و بازسازی صمیمیت اصیل را فراهم میسازد.
این یادداشت با کمک هوش مصنوعی و بر پایهی خبر/پژوهش منبعِ ذکرشده تهیه شده و صرفاً جنبهی اطلاعرسانی عمومی دارد؛ جایگزین تشخیص یا مشاورهی تخصصی نیست. برای بررسی وضعیت شخصی خود حتماً با یک متخصص مشورت کنید.
منبع الهام: PsyPost