رفتن به محتوای اصلی
سپیده سبحانی
بازتعریف همدلی در اوتیسم: ارتباط، یک جاده دوطرفه است

بازتعریف همدلی در اوتیسم: ارتباط، یک جاده دوطرفه است

سال‌ها این باور نادرست وجود داشت که افراد اوتیستیک فاقد حس همدلی هستند یا توانایی درک عواطف دیگران را ندارند. اما نگاه‌های نو در روان‌شناسی نشان می‌دهند که چالش‌های ارتباطی، ناشی از نقص در یک فرد نیست، بلکه حاصل تفاوت در «زبان احساسی» و سبک‌های پردازش اطلاعات بین افراد با سیستم‌های عصبی متفاوت است. وقتی افراد نورودایورجنت (از جمله افراد اوتیستیک) با یکدیگر تعامل می‌کنند، اغلب توانایی بالایی در درک حالات هیجانی و پیام‌های غیرکلامی یکدیگر نشان می‌دهند. این پدیده یادآوری می‌کند که همدلی، روانیِ یک‌طرفه نیست، بلکه مانند پلی است که ساختن آن به مشارکت هر دو طرف نیازمند است. هنگامی که دو نفر نشانه‌های رفتاری و احساسی مشابهی دارند، درک متقابل به شکل طبیعی‌تری شکل می‌گیرد. از منظر رویکردهای مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان شناختی-رفتاری (CBT)، بسیاری از بزرگسالان اوتیستیک سال‌ها پیام‌های منفی درباره «ضعف در روابط» دریافت کرده‌اند و این امر منجر به شکل‌گیری خطاهای شناختی و شرم درونی شده است. درک این نکته که تفاوت ارتباطی به معنای نقص اخلاقی یا عاطفی نیست، گامی کلیدی در جهت شفقت ورزیدن به خود و رهاسازی افکار ناکارآمد است. پنهان‌سازی مداوم تفاوت‌های فردی یا اصطلاحاً «ماسک زدن» برای هماهنگ شدن با استانداردهای بیرونی، فشار روانی و خستگی عاطفی شدیدی به همراه دارد. ایجاد فضاهایی که افراد بتوانند بدون ترس از قضاوت، سبک ارتباطی اصیل خود را ابراز کنند، سلامت روان و کیفیت روابط انسانی را به شکل چشمگیری ارتقا می‌دهد. در نهایت، یادگیری ابراز و درک هیجانات یک مسیر مداوم است. به جای تلاش برای شبیه‌سازی رفتار دیگران، می‌توانیم حضور ذهن، کنجکاوی مهربانانه و پذیرش تفاوت‌ها را در تعاملات روزمره تمرین کنیم تا پیوندهای انسانی عمیق‌تر و واقعی‌تری بسازیم.

این یادداشت با کمک هوش مصنوعی و بر پایه‌ی خبر/پژوهش منبعِ ذکرشده تهیه شده و صرفاً جنبه‌ی اطلاع‌رسانی عمومی دارد؛ جایگزین تشخیص یا مشاوره‌ی تخصصی نیست. برای بررسی وضعیت شخصی خود حتماً با یک متخصص مشورت کنید.

منبع الهام: PsyPost